عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1018
زبدة التواريخ ( فارسى )
نظم هوا پر باز بود و دشت پر سگ * شتابان هر دو در پرواز و در جنگ يكى كرده هوا را بىپرنده * يكى كرده زمين را بىخزنده چندروز در آن صحارى شكاركنان به عيش و عشرت و شادى و طرب گذرانيدند ، و السّلام « [ 1 ] » . ذكر تفويض ممالك آذربايجان و عراق عجم به اميرزادهء اعظم « [ 2 ] » عمر و كيفيّت آن « [ 3 ] » چون به حوالى اردبيل رسيدند در روز يكشنبه خامس عشرين رمضان المذكور مرحوم مغفور « [ 4 ] » اميرزاده عمر بهادر را حكومت و ايالت ممالك عراق عجم و آذربايجان و ارّان و موغان و ارمنيّه و گرجستان با توابع و لواحق و مضافات و منسوبات آن مقرّر فرموده امير جهانشاه بن امير چاكو را به نيابت او تعيين كرد و حلّ و عقد و قبض و بسط آن ممالك را « [ 5 ] » به رأى رزين و عقل دوربين « [ 6 ] » ايشان مفوّض گردانيد ، وصيّتهاى پادشاهانه كرده فرموده تا چنان كه از رويّت و كفايت آن فرزند سزد بايد كه در مصارف اعمال و تصاريف احوال تقوى و پرهيزگارى زاد معاد و عتاد يوم التناد « فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى « [ * ] » » « 1 » [ 236 - آ ] هر آينه سيرت و عادت دارد و از دو سرمايهء نجات سعادت سازد « اتخّذ تقوى اللّه تجارة ياتيك الارباح من غير بضاعة « 2 » » و يقين داند كه هركه بر خصال گزيده و خلال پسنديده متوقّر شد و به وسايل تقوى و اخلاق خوب مستظهر گشت و در ريعان عمر و غلواى پادشاهى تحرّى رضاى الهى واجب داشت در آيينهء اعمال جز چهرهء آمال نبيند و از شجرهء امانى جز ثمره شادمانى نچيند « وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : از « از هول آتش . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - « و كيفيّت آن » ندارد . ( [ 4 ] ) - م و ل : « مرحوم مغفور » ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : راى و رويت و عقل و كفايت . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 197 ، سوره 2 . ( 1 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 691 . ( 2 ) تجارت خود را تقواى خداوند بساز تا بىسرمايه سود بسيار بر تو رسد .